'گفتگوی عاشقانه

گفتی که به احترام دل باران باش

باران شدم و به روی گل باریدم

گفتی که ببوس روی نیلوفر را

از عشق تو گونه های او بوسیدم

گفتی که ستاره شو ، دلی روشن کن

من هم چو گل ستاره ها تابیدم

گفتی که برای باغ دل پیچک باش

بر یاسمن نگاه تو پیچیدم

گفتی که برای لحظه ای دریا شو

دریا شدم و تو را به ساحل دیدم

گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش

مجنون شدم و ز دوریت نالیدم

گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز

گل دادم و با ترنّمت روییدم
 

گفتی که بیا و از وفایت بگذر


از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم

گفتم که بهانه ات برایم کافیست

معنای لطیف عشق را فهمیدم



مریم حیدرزاده

 

 

 

/ 2 نظر / 17 بازدید
محمد

اگر تمام شب برای از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد . آگهی رایگان http://www.9rang.com

سرونازشییییییییییییییراز

همیشه نمیشود زد به بی خیالی و گفت : تنها آمـــــــــــــــــــــــده ام و تنها میــــــــــــــروم... یک وقت هایی.شاید برای ساعتی یا دقیقه ای.کم میاری! آخـــــــــــــه دل وامانده ات یک نفر را میخواهد...! دوست عزیزم : ممنونتم....[گل][قلب]