نرخ خنده...


نقــاش بـاشـی!


چقــدر می گیـری...


بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟



بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم



یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده


باشد



راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده


می خـــواهـــم...



نــرخ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟

 

 

/ 5 نظر / 28 بازدید
گلشن

صدیقه عزیز چرا نرخ خنده خیلی گران است خیلی عالی وزیبا وپراحساس بود ممنونم[گل][گل][گل]

محمود

نرخ خنده که گران نیست بگو ؟ گر رهی هست به قلبت و عیان نیست بگو زیبا نوشتید موفق باشید

آرمان

خوشحال باش نه یک روز بلکه صد سال بگذار روسیاه شوند کسانی که برای غمگین کردنت شرط بندی کرده اند

آرزو

سلام نوشته های قشنگی دارین موفق باشین [گل]به منم سر بزن و نظرت رو درباره ی نوشته هام بگو...ممنون میشم

amirkhalvat

پشت تنهایی من که رسیدی ، گوشهایت را بگیر ! اینجا سکوت ، گوش تو را کر میکند اما ! چشمهایت را باز کن تا بتوانی لحظه لحظه ی اعدام ثانیه ها را نظاره کنی هجوم سایه های خیال، سرابهای بی وقفه ی عشق، تک بوسه های سرد و فریادهای عقیم جوانی منظره ای به تو میدهد که میتوانی تنهایی مرابه خوبی ترسیم کنی …!