اشتباه...

اگر پدرانمان در مقابل چشم های ما مادرانمان را می بوسیدند
اگر قدیم ها به همسرشان نمی گفتند "منزل" یا به اسم فرزندِ پسر خطابشان نمی کردند
اگر گهگاهی به جای پوشک و ملاقه و آبکش،کتاب و قلم دست مادرانمان می دیدیم
اگر یاد می گرفتیم زنی که عطر می زند فاحشه نیست
اگر یاد می گرفتیم زنی که گیسوانش را به باد می سپارد قصد خود فروشی ندارد
اگر با صدای پاشنه های کفش یک زن،هزار و یک سر نمی چرخید به سمت صدا
اگر مردی به زنی شاخه گلی می داد ،نمی شد زن ذلیل و برده ی زن
اگر حجابِ ذاتِ یک زن می شد ناموس
و هزار و یک اگر و امای دیگر
امروز زن ها را معیار عقده های جنسی و عقب ماندگی یک جامعه قرار نمی دادند
زن دست نوشته ی احساسات خالق است در آفرینش
معیارهایمان را اشتباه نوشتند
اشتباه...

/ 1 نظر / 53 بازدید
چوپان

بعید می دونم از منظر اغلب مردها، زنی که گیسو به باد داده هرزه باشه، یا اگر عطر بزنه...، و یا علت برگشتن بیشتر مردها به سمت صدای تق تق یک کفش پاشنه بلند و یا صدای زنانه، فقط و فقط میل جنسی باشه. زن توی دل هر مردی یک موهبته و خواهشه. درسته که هیچ وقت جسارت خیلی چیزها رو خیلی از ما مردها نداشتیم، اما باور کن بودن با یک زن برای ما همیشه جذابه. اگرچه تفهیم شدیم که این بودن تبدیل نشه به هرزه گردی. زن برای مرد جذابه. وقتی لباس قشنگی می پوشه، یا صدای قشنگش شنیده میشه، یا وقتی هم صحبته یا .... قصد ایراد گیری نداشتم، فقط تحشیه بود و بس.