مناجات...

 الهی تو دوستان را به دشمنان می نمایی ،درویشان را غم اندوه دهی.درمانده کنی و خود درمان کنی.

الهی دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.

الهی خود را از همه به تو وابستم ، اگر بداری ترا پرستم و اگرنداری خود پرستم. نومید مساز بگیر دستم.

الهی ای دور نظر و ای نیکوحضر و ای نیکوکار نیک منظر،ای دلیل هربرگشته و ای راهنمای هر سرگشته ،

ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرنده ی هرآواره ، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده ، دست ما گیر ای

 بخشنده هر بخشاینده.

الهی کار آن دارد که با تو کاری دارد ، یار آن دارد که چون تو یاری دارد ، او که در هر دو جهان تو را دارد

 هرگز کی تو را بگذارد.

الهی در سر گریستنی دارم دراز، ندانم از حسرت گریم یا از ناز، گریستن از حسرت بهر یتیم و گریستن شمع

 بهر ناز، از ناز گریستن چون بود این قصه ایست دراز.

الهی یک چند به یاد تو نازیدم ، اینم بس که صحبت تو ارزیدم.

الهی نه جز از یاد تو دل است نه جز از یافت تو جان ، پس بی دل و بی جان کی توان؟

الهی یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر و جان.

مست   توام  از  جرعه و جام آزادم                                  

مرغ    توام   از  دانه  و  دام  آزادم

مقصود من از کعبه وبتخانه تویی تو

ورنه  من  ازین  هر دو  مقام آزادم

 

/ 0 نظر / 16 بازدید