گریه ی بی باران...

چقدر بی باران گریه کردن سخت است!!!!!!!!

چهره ات خندان و دلت گریان ...

در ظاهر بی درد از درون داغون....

در جمع بودن وتنها بودن.....بخوای گریه کنی اما چشم هات همراهیت نمیکنند......

در حال انفجار باشی و نتونی فوران کنی......

گریه میکنی اما بون اشک !!!!!!!

چشمات میسوزه اما آبی نیست که خاموشش کنه ....

چقدر سخته گریه کنی اما بارونی نیاد..............!!!

 چقدر سخته...............خنثی

/ 1 نظر / 15 بازدید
مرتضی

کاش می شد دل من در قفـــــــس تنگ نبود یا ره بودن با تو ره پر ســـــــــــــــــــــنگ نبود کاش می شد من و تو همسفر شب بودیم یا که یادم به دلت آن همه کـــــــــمرنگ نبود [گل]