نویسنده : صدیقه ........ - ساعت ۳:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ اردیبهشت ،۱۳٩۱
 

دکتر شریعتی....


خدایا :

رحمتی کن تا ایمان ، نان و نام برایم نیاورد !
قوتم بخش تا نانم را _ و حتی نامم را _ در خطر ایمانم افکنم تا از
آن ها باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند نه آنها
که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند !

خدایا :

مرا از فاجعه ی پلید " مصلحت پرستی " _ که چون همه گیر شده است وقاحتش از یاد رفته و بیماریی شده است که از فرط عمومیتش ، هر که از آن سالم مانده باشد ، بیمار می نماید _ مصون بدار تا " به رعایت مصلحت ، حقیقت را ذبح شرعی نکنم " !

خدایا :

مگذار که " دینم " در پس " وجهه دینی " ام دفن شود که آنچه را که " حق می دانم " ، به خاطر آنچه " بد می دانند " کتمان کنم !


خدایا :

مرا در ایمان " اطاعت مطلق " بخش تا در جهان " عصیان مطلق " باشم !


خدایا :

به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است ، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم ...
بگذار تا آن را من ، خود ، انتخاب کنم اما آن چنان که تو دوست داری !

خدایا :

اندیشه و احساس مرا در سطحی پائین میاور که زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بار و پلید " شبه آدم های اندک ! " را متوجه شوم . چه دوست تر می دارم " بزرگواری گول خور ! " خود باشم تا همچون اینان " کوچکواری گول زن " !!!

خدایا :

به مذهبی ها بفهمان که : آدم از خاک است ، بگو که یک پدیده ی مادی نیز به همان اندازه خدا را معنی می کند که یک پدیده ی غیبی . در دنیا همان اندازه خداوند وجود دارد که در آخرت ... و مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد .

خدایا :

می دانم که اسلام پیامبر تو با " نه " آغاز شد و تشیع دوست تو نیز با " نه " آغاز شد . مرا ای فرستاده ی محمّد و ای دوستدار علی ، به " اسلام آری " و به " تشیع آری " کافر گردان !


ای خداوند :

تو که " همه ی فرشتگانت را در پای آدم به سجده افکندی " اینک نمی بینی که بنی آدم را در پای دیوان به خاک سجود افکنده اند ؟
آنان را از بند عبودیت بتهای این قرن _ که خود تراشیده ایم ! _ به بندگی ِ آزادی بخش ِ عبادت ِخویش ، آزادی بخش !