رسیدن در عین نرسیدن
نویسنده : صدیقه ........ - ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳٩٠
 

نمی خوام برای رسیدن به تو

اونقدر بدوم ،بدوم و بدوم

که...

وقتی بهت رسیدم دیگه برام جونی نمونده باشه

گاهی بایدایستاد ونظاره کرد

گاهی رسیدن  ، متوقف شدنه

گاهی ایستایی عین رسیدنه

وقتی بهت برسم اما توانی برای محبت کردن نداشته باشم...

وقتی کنارت باشم ، اما دیگه رمقی برای عشق بازی نداشته باشم

و تنفر رو از تو نگات بخونم....

پس بهتره فقط از دور نظاره گرت باشم

شاید اینجوری بهتر باشه ...شاید هم نه

بهتره آهسته و پیوسته بهت برسم تا گهی تند و گهی خسته!