چرا؟؟؟
نویسنده : صدیقه ........ - ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آذر ،۱۳٩۱
 

چرا حتی یه لحظه اجازه ی صحبت کردن رو به دیگرون نمیدن ؟

چرا نمی تونن خودشون رو به جای دیگرون بذارن ؟

آدما هر کدوم قصه ی بی کسی خودشون رو دارن

اما همه آدم هستن که باید زندگی کنن .

چرا آدما فقط زندگی رو حق خودشون می دونن ؟

 چرا با غرور زیادی دل دیگرون رو می شکونن ؟

این چرا ها رو کی می تونه جواب بده ؟ 

کی می تونه بگه  وقتی سر چهارراه کودکی گل فروش

 کنار ماشین میاد چه حسی تو دلشه ؟

چرا وقتی کودکی  از سر نیاز برای یه لقمه نون دنبالت میاد

تا تو ازش فال بخری خیلی راحت بی بهونه میگی نه نمی تونم ؟

زندگی برای چی برای کی؟

زندگی فقط گذشت لحظه ها گذر همون دقایقی که گفتیم

 بی کسیم بدون اینکه یه لحظه خودمون بذاریم

به جای اون کودک گلفروشی که شاید نون شبم نداره.

بیایید به هم دیگه امید بدیم نه با سخنی دل همو برنجونیم.