انگار با من از همه کس آشناتری...
نویسنده : صدیقه ........ - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آذر ،۱۳٩۱
 

انگار با من از همه کس آشناتری * از هر صدای خوب برایم صداتری

 

آیینه ای به پاکی سرچشمهء یقین * با اینکه روبروی منی و مکدری

 

تو عطر هر سپیده و نجوای هر نسیم * تو انتهای هر ره و آنسوی هر دری

 

لالای پر نوازش باران نم نمی * خاک مرا به خواب گل یاس میبری

 

درهای ناگشودهء معنای هر حروف * مفهوم سر به مهر طلوع مکرری

 

هم روح لحظه های شکوفایی و طلوع * هم روح لحظه های گل یاس پرپری

 

از تو اگر که بگذرم از خود گذشته ام * هرگز گمان نمیبرم از من تو بگذری

 

من غرقهء تمامی غرقابهای مست * تو لحظهء عزیز رسیدن به بندری

 

من چیره میشوم به هراس غریب مرگ * از تو مراست وعدهء میلاد دیگری