خدایا شکر...
نویسنده : صدیقه ........ - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ تیر ،۱۳٩٠
 

خدایا شکر برای تک تک نفس هایی که از بدو تولد تا به حال کشیده ام...

خدایا شکر برای وجود تک تک سلول های بدنم...

خدایا شکر برای خون درون رگهایم...

خدایا شکر برای تپش های قلبم...

خدایا شکر...

شکر برای دستهایی که می توانم زیبایی هایت را لمس کنم...

شکر برای پاهایی که می توانند مرا دور دنیا بگردانند...

شکر...

خدایا شکر برای چشم هایی که می توانم با آن دنیای زیبا را ببینم...

خدایا شکر برای گوش هایی که می توانند اصوات کیهانی را بشنوند...

خدایا شکر برای لحظه لحظه زندگی ام که تو آن را به من هدیه دادی , امیدوارم لیاقت این همه عشقت را داشته باشم ...

آه ای خدا کاش من هم می توانستم همچون تو ,بی منت عشقم رابه همه هدیه دهم...

به دوست و دشمن ,به زشت وزیبا ,به نابینا و بینا ,به عاقل وسفیه ,به گُل و گل وبه تمام دنیا...

ولی من معنی عشق را هنوز یاد نگرفته ام ،پس چگونه می توانم آن را با دیگران تقسیم کنم.من برای تقسیم عشق دنبال بهانه می گردم و بی منت به کسی عشق هدیه نمی دهم.من اوّل باید بتوانم به خود عشق هدیه دهم تا بتوانم با دست باز به دنیا هم عشق هدیه دهم.

خدایا عشقت را از من نگیر و بگذار این درس بزرگ را یاد بگیرم.

خدایا کمکم کن عشقی را که به من هدیه داده ای،با دست باز به همه کس و همه چیز هدیه دهم تا بتوانم عشق بیشتری از تو معبودم در دلم جای دهم.

خدایم ...عزیزترینم دوستت دارم.

خدایم...متشکرم برای همه داده ها و نداده هایت...

خدای زیبایم ...دوستت دارم.

خدای نازنینم، مرا هیچ زمانی تنها نگذار،چون همیشه و همه جا به تو محتاجم، ای دوست داشتنی ابدی ، ای زیبا...

این بنده حقیرت را به راه راست هدایت کن ، نگذار به بیراهه روم...

خدایم ، نازنینم ، زیبایم دوستت دارم...